تبليغاتX
عشق
رهائی

 

 

و زيباترين حادثه زندگي مرگ است كه تولد دوباره انسان است.

+ نوشته شده در  ساعت 18:54  توسط الگانس  | 

 

 

 

مهمترين چيزي كه بايد به آن در زندگي روزمره  توجه داشته باشيم اين است كه خداوند وجود دارد پس مي توان وجود او را حس كرد و جلوه هاي وجودي او را در اين جهان مادي به چشم ديد .

امكان شناخت اين وجود لايتنهاي ممكن نيست

اما اگر دلمان با او يكي باشد در اين صورت است كه افق ذهن ما به سوي واقعيتهاي تازه اي گشوده خواهد شد و وجود خداوند را حس خواهيم كرد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:30  توسط الگانس  | 

 

 

بايد بين عشق و ايمان پل زد تا از آفات آن مصون ماند.

 

ايمان بي عشق زنداني پر از زنجير و غل و بند است كه روح را مي

 

ميراند و دل را ويرانه مي سازد

 

عشق بي ايمان نيز آسيب زاست.

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:0  توسط الگانس  | 

 

آشتي خواهم داد

 

آشنا خواهم كرد

 

راه خواهم رفت

 

نور خواهم خورد

 

دوست خواهم داشت

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:43  توسط الگانس  | 

 

دور خواهم شد از اين خاك غريب

 

كه در آن هيچ كسي نيست

 

كه در بيشه عشق

 

 

قهرمانان را بيدار كند

 

+ نوشته شده در  ساعت 8:34  توسط الگانس  | 

 

 

روح  انسان: به خوبي مي داند كه دليل آفرينش و علت بازگشت روح به سوي مبدا" (( عشق )) است.

 

زيرا روح بارقه الهي درون (كه همان وجود حقيقي ماست) هدفي جز تكامل و رسيدن به سر منزل الهي خود ندارد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 14:21  توسط الگانس  | 

 

عشق درمانگر است ، هم برای کسی که آن را نثار می کند وهم برای کسی که آن را دریافت می نماید. (دکتر کارل منینگر)

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:57  توسط الگانس  | 

 

((((با رسيدن به قلهء از خود گذشتگي

بالاخره به روشنگري مي رسيم.))))

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:12  توسط الگانس  | 

 

زندگی بدون عشق .. به درختی می ماند بدون شکوفه و ميوه.  عشق بدون زيبائی  به گل هائی می ماند بدون رايحه  ... زندگی.. عشق و زيبائی ... يک روحند در سه بدن که نه از يکديگرجدا می شوند و نه تغيير میکنند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:1  توسط الگانس  | 

 

من چه سبزم امروز

 

 

و چه اندازه تنم هوشيار است

 

 

نكند اندوهي سر رسد از پس كوه

 

+ نوشته شده در  ساعت 7:58  توسط الگانس  |